خود قرار مىدهد .
در زمينه ديدگاه اسلام در مساله مهاجرت ، و رواياتى كه در اين زمينه رسيده ، شرح مبسوطى در جلد چهارم صفحه 190 به بعد ( ذيل آيه 100 سوره نساء ) داشتيم .
تعبير به جمله « يا عبادى » ! محبت آميزترين تعبيرى است كه از ناحيه خداوند به بندگان مىشود ، تاج افتخارى است حتى برتر از مقام رسالت و خلافت همانگونه كه همواره در تشهد نماز آن را مقدم بر رسالت مىشمريم و مىگوئيم « اشهد ان محمدا عبده و رسوله » .
جالب اينكه هنگامى كه خداوند آدم را آفريد او را به لقب « خليفة اللهى » مفتخر فرمود ، اما شيطان باز از وسوسه او مايوس نشد ، و به سراغ آدم آمد ، و شد آنچه شد ، ولى هنگامى كه او را به مقام عبوديت ستود شيطان در برابر او زانو زد و گفت : فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ : « به عزتت سوگند كه همه فرزندان آدم را اغوا مىكنم ، مگر بندگان مخلص تو » ( سوره ص آيه 82 و 83 ) .
حتى خداوند نيز اين موضوع را تضمين فرموده : إِنَّ عِبادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطانٌ « تو هرگز بر بندگان من سلطه نخواهى يافت » ( سوره حجر آيه 42 ) .
بنا بر اين مقام عبوديت خالص حتى از مقام خلافت الهى در زمين برتر و بالاتر است .
از آنچه گفتيم به خوبى روشن شد كه منظور از « عباد » در آيه مورد بحث همه انسانها نيست بلكه انسانهاى مؤمن است و جمله « الذين آمنوا » به عنوان تاكيد و توضيح ذكر شده است ( 1 ) .
هامش
( 1 ) جمله « فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ) * » در حقيقت عطف بر جزاى جمله شرطيه اى است كه محذوف مىباشد ، و در تقدير چنين است « ان ضاقت بكم الارض فاهجروا منها الى الأخرى و اياى اعبدون » .