تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
هجرت كنيد و مرا بپرستيد « ( يا عِبادِيَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي واسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ ) . بديهى است اين يك قانون اختصاصى مربوط به مؤمنان مكه نيست ، و شان نزول هرگز مفهوم وسيع و گسترده آيه را كه هماهنگ با ديگر آيات قرآن است محدود نمىكند ، به اين ترتيب در هر عصر و زمان ، و در هر محيط و مكان ، آزادى بطور كامل از مسلمانان سلب شود و ماندن در آنجا نتيجه اى جز ذلت و زبونى و دور ماندن از برنامه‌هاى الهى نداشته باشد وظيفه مسلمانان مهاجرت است به مناطقى كه بتوانند آزادى مطلق يا آزادى نسبى را به دست آورند . به تعبير ديگر : هدف آفرينش انسان بندگى خدا است ، همان بندگى كه رمز آزادگى و سرفرازى و پيروزى انسان در همه جبهه‌ها است ، و در جمله « فَإِيَّايَ فَاعْبُدُونِ » به آن اشاره شده ، و در آيه 56 سوره ذاريات وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ نيز آمده است . هر گاه اين هدف اساسى و نهايى زير پا بماند راهى جز هجرت نيست ، زمين خدا وسيع است ، و بايد به نقطه ديگرى قدم نهاد ، و هرگز در چنين مواردى اسير مفاهيمى همچون قبيله و قوم ، وطن ، و خانه و كاشانه نشد و تن به ذلت و اسارت در نداد كه احترام اين امور تا زمانى است كه هدف اصلى به مخاطره نيفتد . در اين گونه موارد است كه امير مؤمنان على ع مىفرمايد : ليس بلد باحق بك من بلد ، خير البلاد ما حملك : « هيچ شهرى براى تو شايسته تر از شهر ديگرى نيست ، بهترين شهرها شهرى است كه تو را پذيرا گردد و وسائل پيشرفت تو را فراهم سازد » ( 1 ) . درست است كه حب وطن و علاقه به زادگاه جزء سرشت هر انسانى است ولى گاه مسائل مهمترى در زندگى مطرح مىشود كه اين موضوع را تحت الشعاع
هامش
( 1 ) كلمات قصار شماره 442 .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 327 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي