جمله * ( وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) * كه در ذيل اين آيه آمده است مورد دقت قرار ندادهاند ، آن گونه كه على ع در آن دقت فرموده » ( 1 ) .
مطلبى را كه بايد بر اين سخن بيفزائيم اين است كه اين گروه حتى در شناخت فرعون و قارون گرفتار اشتباه شدهاند ، چرا كه فرعون هم علو در ارض كرد و هم مفسد بود « إِنَّه كانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ » ( قصص - 4 ) و قارون نيز فساد در زمين كرد و هم علو و برترىجويى به مقتضاى « فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه فِي زِينَتِه » ( قصص - 79 ) .
در حديث ديگرى از امير مؤمنان على ع چنين آمده است كه به هنگام خلافت ظاهرى شخصا در بازارها قدم مىزد ، گم شدهها را راهنمايى مىكرد ، ضعيفان را كمك مىنمود و از كنار فروشندگان و كسبه رد مىشد و اين آيه را براى آنها مىخواند : * ( تِلْكَ الدَّارُ الآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الأَرْضِ وَلا فَساداً ) * ، سپس مىفرمود :
نزلت هذه الاية فى اهل العدل و التواضع من الولاة ، و اهل القدرة من الناس :
« اين آيه در باره زمامداران عادل و متواضع و همچنين ساير قدرتمندان از تودههاى مردم نازل شده است » ( 2 ) .
يعنى همانگونه كه من حكومت را وسيله برترىجويى خودم قرار ندادهام شما نيز نبايد قدرت مالى خود را وسيله سلطه بر ديگران قرار دهيد كه سرانجام و عاقبت نيك از آن گروهى است كه نمىخواهند برترىجويى و فساد كنند .
همانگونه كه قرآن در پايان آيه مورد بحث مىفرمايد : « و عاقبت از آن پرهيزكاران است » ( * ( وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ) * ) .
« عاقبت » به مفهوم وسيع كلمه ، سرانجام نيك ، پيروزى در اين جهان ،
هامش
( 1 ) تفسير « فخر رازى » ذيل آيه مورد بحث .
( 2 ) اين روايت را « زاذان » از امير مؤمنان « على » ( ع ) نقل كرده است ( مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث ) .