تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
از مفسران و علماى لغت پذيرفته‌اند ، در حالى كه بعضى ديگر « مفاتح » را جمع مفتح ( بر وزن منبر به كسر ميم ) به معنى « كليد » دانسته‌اند ، و مىگويند كليد گنجهاى قارون آن قدر زياد بود كه چندين مرد زورمند از حمل آن به زحمت مىافتادند ! كسانى كه اين معنى را برگزيدند خودشان براى توجيه آن به زحمت افتاده‌اند كه چگونه اينهمه كليد گنج امكان پذير است و به هر حال تفسير اول روشنتر و صحيحتر است . زيرا گذشته از اين كه اهل لغت براى همين كلمه ( مفتح به كسر ميم ) نيز معانى متعددى گفته‌اند از جمله خزانه يعنى محل جمعآورى مال است ، معنى اول به واقعيت نزديكتر و دور از هر گونه مبالغه است . و به هر حال اين لغت را با « مفاتيح » كه جمع « مفتاح » به معنى كليد است نبايد اشتباه كرد ( 1 ) . از اين بحث بگذريم و ببينيم بنى اسرائيل به قارون چه گفتند ؟ قرآن مىگويد : « به خاطر بياور زمانى را كه قومش به او گفتند : اينهمه خوشحالى آميخته با غرور و غفلت و تكبر نداشته باش كه خدا شادى كنندگان مغرور را دوست نمىدارد » ( * ( إِذْ قالَ لَه قَوْمُه لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران نيز در اينجا براى كليد معنى مجازى ذكر كرده‌اند و گفته‌اند منظور اين است كه كليد به دست آوردن آن همه مال و حفظ و نگهدارى آن براى مردان زورمند مشكل بود ، ولى اين تفسير بسيار بعيد به نظر مىرسد . ( براى اطلاع بيشتر از مفهوم لغوى اين كلمه به لسان العرب مراجعه فرمائيد ) . ( 2 ) « فرحين » جمع « فرح » ( بكسر راء ) به معنى كسى است كه بر اثر به دست آوردن چيزى مغرور و متكبر شده و از باده پيروزى سرمست مىباشد و از خوشحالى در پوست نمىگنجد .