هر كه را بخواهد هدايت مىكند بائمه عليهم السّلام
وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
.
خداوند براى مردم مثل ميزنند او بهر چيزى دانا است .
أَوْ كَظُلُماتٍ
يا مانند تاريكىها يعنى فلان و فلان
فِي بَحْرٍ لُجِّيٍّ يَغْشاهُ مَوْجٌ
منظور عثمان است .
مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ
طلحه و زبير است
ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ
معاويه و فتنههاى بنى اميه است
إِذا أَخْرَجَ
وقتى مؤمن دست خود را در آورد در ظلمت فتنه آنها نميتواند ببيند .
لَمْ يَكَدْ يَراها وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
او را امامى نخواهد بود كه روز قيامت بنور او راه برود .
و در باره آيه
نُورُهُمْ يَسْعى بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ
فرمود آنها امامهاى مؤمنين هستند كه نور آنها از جلو و اطرافشان ميدرخشد تا وارد منزلهاى خود در بهشت مىشوند .
كتاب توحيد و معانى الاخبار : فضيل بن يسار گفت به حضرت صادق عرض كردم
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
فرمود خداوند چنين است گفتم
مَثَلُ نُورِهِ
فرمود محمّد مثل نور خدا است گفتم
« كَمِشْكاةٍ »
فرمود سينه محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم گفتم
« فِيها مِصْباحٌ »
فرمود در آن نور علم است . يعنى نبوت .
گفتم : «
الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
» .
فرمود علم پيامبر اكرم وارد بقلب علي عليه السّلام شد .
گفتم : ( كأنها ) .
فرمود چرا ( كأنها ) ميگوئى ، پرسيدم پس چگونه بگويم فرمود « كأنه
كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ
» .