بسلمان نعمت دنيا را دادند و او را مخير كردند در بخشش و نگهدارى ، همين طور نشر علم را در اختيار ما گذاشتهاند .
ممكن است در مورد سليمان همچنين باشد او را نيز در نشر علم اختيار داده باشد يا در هر دو .
قرب الاسناد : بزنطى گفت در جواب نامهاى كه حضرت رضا عليه السّلام براى او نوشت استشهاد به آيه نمود
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
و فرموده
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ
فرمود بر شما واجب شده پرسيدن و بر ما جواب دادن واجب نيست .
در روايت ديگر ص 177 - اما عليه السّلام استدلال به اين آيه مىكند
فَإِنْ لَمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّما يَتَّبِعُونَ أَهْواءَهُمْ
تا آخر آيه .
بصائر الدرجات : فضيل از حضرت صادق عليه السّلام نقل كرد كه در مورد آيه
وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئَلُونَ
فرمود ذكر قرآن است و ما آن قوم هستيم ( كه در آيه ياد شده ) و از ما بايد پرسيده شود « 1 » .
توضيح : مفسرين ذكر را به شرف تفسير نمودهاند و سؤال را گفتهاند يعنى از مردم در روز قيامت مىپرسند در مورد اداى شكر قرآن و پاس حق آن را داشتن بنا بر اين خبرها معنى آيه اينست كه از شما سؤال مىشود راجع بعلوم قرآن و احكام آن در دنيا .
بصائر : از حضرت رضا نقل شد كه فرمود :
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ
اهل ذكر ائمه عليهم السّلام هستند اگر نميدانند مردم بايد از آنها بپرسند ولى بر ائمه واجب نيست جوابشان را بدهند در صورتى كه بخواهند جواب مىدهند و گر نه نميدهند .
هامش
( 1 ) چند روايت مشابه همين روايت در مورد ذكر نقل شده كه ترجمه نكرديم .