امام صادق ع در حديثى مىفرمايد ،
ان الرجعة ليست بعامة ، و هى خاصة ، لا يرجع الا من محض الايمان محضا ، أو محض الشرك محضا :
« رجعت عمومى نيست بلكه جنبه خصوصى دارد ، تنها گروهى بازگشت مىكنند كه ايمان خالص يا شرك خالص دارند » ( 1 ) .
ممكن است آيه 95 سوره انبياء : وَحَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ : « حرام است بر شهرهايى كه بر اثر گناه نابودشان كرديم كه بازگردند آنها هرگز بازنمىگردند » نيز اشاره به همين معنى باشد ، چرا كه عدم بازگشت را در مورد كسانى مىگويد كه در اين جهان به كيفر شديد خود رسيدند و از آن روشن مىشود گروهى كه چنين كيفرهايى را نديدند بايد بازگردند ، و مجازات شوند ( دقت كنيد ) .
اين احتمال نيز وجود دارد كه بازگشت اين دو گروه در آن مقطع خاص تاريخ بشر به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مساله رستاخيز ( مبدء و معاد ) براى انسانها است ، تا با مشاهده آن به اوج تكامل معنوى و ايمان برسند و از هيچ نظر كمبودى نداشته باشند .
5 - بعضى تصور كردهاند اعتقاد به رجعت با اصل آزادى اراده و اختيار بشر سازگار نيست .
از آنچه در بالا گفتيم روشن مىشود كه اين اشتباه محض است زيرا بازگشت آنها به اين جهان در يك شرائط عادى است و از آزادى كامل برخوردارند .
و اينكه بعضى مىگويند ممكن است جباران و كفار سرسخت بعد از رجعت توبه كنند و به سوى حق بازگردند ، جوابش اين است كه اين گونه افراد آن چنان در ظلم و فساد و كفر فرو رفتهاند كه اين امور جزء بافت وجودشان شده و بازگشتى
هامش
( 1 ) بحار الانوار جلد 53 صفحه 39 .