در حقيقت دو آيه فوق ، مجموعه روشنى را از عوامل شناخت و طرق ارتباط انسان با جهان خارج را بازگو مىكند .
« حس تشخيص » ، و عقل بيدار ، در مقابل دلمردگى .
« گوش شنوا » براى جذب سخنان حق از طريق سمع .
و چشم بينا « براى مشاهده چهره حق و باطل از طريق بصر .
اما لجاجت و خودسرى و تقليد كوركورانه و گناه ، چشم حقيقت بين انسان را نابينا و گوش او را كر و گاه عقل و قلب او را نيز از كار مىاندازد ، و چنين كسانى اگر تمام انبياء و اولياء و فرشتگان براى هدايتشان بسيج شوند بى اثر خواهد بود ، چرا كه ارتباطشان با عالم بيرون وجودشان به كلى قطع است و تنها در خود فرو رفتهاند ! .
نظير اين تعبير در سوره بقره و سوره روم و بعضى ديگر از سورههاى قرآن آمده است و ما درباره اهميت « نعمت ابزار شناخت » بحث ديگرى در تفسير سوره نحل ذيل آيه 78 داشتهايم ( جلد 11 صفحه 336 ) .
ضمنا اين نكته را مجددا يادآور مىشويم كه منظور از ايمان و تسليم اين نيست كه حقايق دين را قبلا پذيرفته باشند تا تحصيل حاصل شود ، بلكه هدف اين است كه انسان تا روح حقطلبى و خضوع در برابر فرمان خدا ، نداشته باشد هرگز گوش به سخنان پيامبران نخواهد داد .
نكتهها :
1 - انگيزههاى توكل
« توكل » از ماده « وكالت » در منطق قرآن به معنى اعتماد و تكيه كردن بر خدا است و او را ولى و وكيل خود قرار دادن و بر اثر آن از حجم مشكلات و انبوه