روايات فراوانى در كتب شيعه و اهل سنت ، در اين زمينه آمده است كه پيامبر ص ( و امامان ) سخن كسانى را كه بر آنها از دور و نزديك سلام مىدهند مىشنوند ، و به آنها پاسخ مىگويند ، و حتى اعمال امت را بر آنها عرضه مىدارند ( 1 ) .
در حديثى كه در صحيح بخارى در مورد داستان جنگ بدر آمده چنين مىخوانيم : بعد از شكست كفار و پايان گرفتن جنگ ، پيامبر ص با جمعى از يارانش به كنار چاهى آمد كه اجساد كشتگان مشركان را در آن افكنده بودند ، و آنها را با نامهايشان صدا زد و گفت : « آيا بهتر نبود كه شما اطاعت خدا و پيامبرش را مىكرديد ؟ ما آنچه را خدا وعده داده بود يافتيم ، آيا شما آنچه را پروردگارتان وعده داده بود يافتيد » ؟ ! در اينجا عمر گفت : اى رسول خدا ! تو با اجسادى سخن مىگويى كه روح ندارند ، رسول اللَّه فرمود :
و الذى نفس محمد بيده ما انتم باسمع لما اقول منهم :
« سوگند به كسى كه جان محمد در دست او است ، شما نسبت به آنچه مىگويم از آنها شنواتر نيستيد » ( 2 ) .
در سرگذشت جنگ جمل مىخوانيم كه بعد از شكست اصحاب جمل ، على ع در ميان كشتگان عبور مىكرد به كشته « كعب بن سور » قاضى بصره رسيد فرمود او را بنشانيد او را نشاندند ، فرمود : واى بر تو اى كعب ! علم و دانش داشتى اما براى تو سودى نداشت و شيطان تو را گمراه كرد و به آتش دوزخ فرستاد ( 3 ) در نهج البلاغه نيز مىخوانيم به هنگامى كه على ع از صفين بازمىگشت
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر به كتاب « كشف الارتياب » نوشته سيد محسن امين عاملى صفحه 109 مراجعه فرمائيد .
( 2 ) صحيح بخارى ج 5 صفحه 97 ( باب قتل ابو جهل ) .
( 3 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد جلد 1 صفحه 248 .