نيز روى كلمه « برهان » مخصوصا تكيه شده است ( برهان به معنى محكمترين دليلى است كه همواره با صدق همراه است ) .
اين منطق « برهانطلبى » اسلام حكايت از محتواى قوى و غنى آن مىكند چرا كه سعى دارد با مخالفان خود نيز برخورد منطقى داشته باشد ، چگونه ممكن است از ديگران مطالبه برهان كند و خود نسبت به آن بى اعتنا باشد ؟ آيات قرآن مجيد مملو است از استدلالات منطقى و براهين علمى در سطوح مختلف براى مسائل گوناگون .
اين درست بر خلاف چيزى است كه مسيحيت تحريف يافته امروز روى آن تكيه مىكند و مذهب را تنها كار « دل » مىداند ، و عقل را از آن بيگانه معرفى مىكند ، و حتى تضادهاى عقلى ( همچون توحيد در تثليث ) را در مذهب مىپذيرد و به همين دليل انواع خرافات را اجازه ورود به مذهب مىدهد ، در حالى كه اگر مذهب از عقل و استدلال جدا شود هيچ دليلى بر حقانيت آن وجود نخواهد داشت و آن مذهب و ضد آن يكسان خواهد بود .
عظمت اين برنامه اسلامى ( تكيه بر برهان و دعوت مخالفان به استدلال منطقى ) هنگامى آشكارتر مىشود كه توجه كنيم اسلام از محيطى آشكار شد كه بيشترين محتواى فكرى محيط را خرافات بى پايه و مسائل غير منطقى تشكيل مىداد .
3 - جمع بندى و مرورى بر آيات گذشته
در آياتى كه گذشت قرآن براى اثبات « توحيد معبود » روى « توحيد خالق » و « توحيد رب » ( توحيد آفرينش و توحيد تدبير ) تكيه داشت و از دوازده نشانه بزرگ خدا در عالم هستى سخن مىگفت ( آسمان و زمين ، نزول باران ، آثار حياتى