49 - آنها گفتند : بيائيد قسم ياد كنيد به خدا كه بر او ( صالح ) و خانواده اش شبيخون مىزنيم و آنها را به قتل مىرسانيم سپس به ولى دم او مىگوئيم ما هرگز از هلاكت خانواده او خبر نداشتيم و در اين گفتار خود صادق هستيم ! 50 - آنها نقشه مهمى كشيدند و ما هم نقشه مهمى ، در حالى كه آنها خبر نداشتند .
51 - بنگر عاقبت توطئه آنها چه شد ؟ كه ما آنها و قومشان را همگى نابود كرديم ! 52 - اين خانههاى آنهاست كه به خاطر ظلم و ستمشان خالى مانده ، و در اين نشانه روشنى است براى كسانى كه آگاهند .
53 - ما كسانى را كه ايمان آورده و تقوا پيشه كرده بودند نجات داديم .
تفسير : توطئه نه گروهك مفسد در وادى القرى
در اينجا بخش ديگرى از داستان صالح و قومش را مىخوانيم كه بخش گذشته را تكميل كرده و پايان مىدهد ، و آن مربوط به توطئه قتل صالح از ناحيه 9 گروهك كافر و منافق و خنثى شدن توطئه آنها است .
مىگويد « در آن شهر ( وادى القرى ) نه گروهك بودند كه فساد در زمين مىكردند و اصلاح نمىكردند » ( * ( وَكانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يُفْسِدُونَ فِي الأَرْضِ وَلا يُصْلِحُونَ ) * ) .
با توجه به اينكه « رهط » در لغت به معنى جمعيتى كمتر از ده يا كمتر از چهل نفر است روشن مىشود كه اين گروههاى كوچك كه هر كدام براى خود خطى داشتند ، در يك امر مشترك بودند و آن فساد در زمين و به هم ريختن نظام اجتماعى و مبادى اعتقادى و اخلاقى بود ، و جمله « لا يصلحون » تاكيدى بر اين امر است چرا كه گاه انسان فسادى مىكند و بعد پشيمان مىشود و در صدد اصلاح برمىآيد ولى مفسدان واقعى چنين نيستند ، دائما به فساد ادامه مىدهند و هرگز در صدد اصلاح نيستند .
مخصوصا با توجه به اينكه « يفسدون » فعل مضارع است و دلالت بر استمرار