همه آنچه در عالم هستى پنهان است آگاهى دارد .
و سرانجام سخن خود را چنين پايان مىدهد : « همان خداوندى كه معبودى جز او نيست و پروردگار و صاحب عرش عظيم است » ( * ( اللَّه لا إِله إِلَّا هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ) * ) .
و به اين ترتيب روى « توحيد عبادت » و « توحيد ربوبيت » پروردگار ، و نفى هر گونه شرك تاكيد كرده و سخن خود را به پايان مىبرد .
نكتهها :
الف - درسهاى آموزنده [ از داستان سليمان ]
آنچه در اين بخش از آيات خوانديم ، نكتههاى فراوانى دارد كه مىتواند در زندگى همه انسانها و روند همه حكومتها مؤثر باشد :
1 - رئيس حكومت يا يك مدير بايد آن چنان در سازمان تشكيلاتى خود دقيق باشد كه حتى غيبت يك فرد عادى و كوچك را احساس و پىگيرى كند .
2 - مراقب تخلف يك فرد باشد و براى اينكه روى ديگران اثر نگذارد ، محكم كارى كند ، و پيشگيرى لازم را به عمل آورد .
3 - هرگز نبايد كسى را غيابا محاكمه كرد ، بايد اجازه داد در صورت امكان از خودش دفاع كند .
4 - بايد جريمه به مقدار جرم باشد ، و براى هر جرمى مجازات متناسبى در نظر گرفته شود ، و سلسله مراتب رعايت گردد .
5 - بايد هر كس و لو بزرگترين قدرتهاى اجتماعى ، تسليم دليل و منطق باشند هر چند دليل از دهان فرد كوچكى بيرون آيد .
6 - در محيط جامعه بايد آن قدر صراحت و آزادى حكمفرما گردد حتى يك