تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
بعلاوه ظاهر آيات « ارث » در قرآن مجيد عام است و همه را شامل مىشود . و شايد به همين دليل « قرطبى » از دانشمندان معروف اهل سنت ناچار شده است كه حديث را به عنوان فعل غالب و اكثر بگيرد نه عام و گفته است اين مانند جمله اى است كه عرب مىگويد انا معشر العرب اقرى الناس للضيف : « ما جمعيت عرب از همه مردم مهماننوازتريم ( در حالى كه اين يك حكم عمومى نيست ) ( 1 ) . ولى روشن است كه اين سخن ارزش اين حديث را نفى مىكند ، زيرا اگر در مورد سليمان و يحيى به اين عذر متوسل شويم مشمول آن نسبت به موارد ديگر نيز قطعى نيست . 2 - روايت فوق معارض با روايات ديگرى است كه نشان مىدهد ابو بكر تصميم گرفت « فدك » را به « فاطمه » ( سلام اللَّه عليها ) بازگرداند ، ولى ديگران مانع شدند ، چنان كه در « سيره حلبى » مىخوانيم : « فاطمه دختر پيامبر ص نزد ابو بكر آمد در حالى كه او بر منبر بود ، گفت : اى ابو بكر آيا اين در كتاب خدا است كه دخترت از تو ارث ببرد و من از پدرم ارث نبرم ، ابو بكر گريه كرد و اشكش جارى شد ، سپس از منبر پائين آمد ، و نامه اى داير به واگذارى فدك به فاطمه ( سلام اللَّه عليها ) نوشت ، در اين حال عمر وارد شد گفت : اين چيست ؟ گفت : نامه اى نوشتم كه ميراث فاطمه س را از پدرش به او واگذارم ، عمر گفت : اگر اين كار را كنى از كجا هزينه نبرد با دشمنان را فراهم مىسازى در حالى كه عرب بر ضد تو قيام كرده است ؟ سپس عمر نامه را گرفت و پاره كرد » ! ( 2 ) . چگونه ممكن است نهى صريحى از پيامبر ص باشد و ابو بكر به خود جرات مخالفت را بدهد ؟ و چرا عمر استناد به نيازهاى جنگى كرد و استناد به
هامش
( 1 ) « تفسير قرطبى » جلد 7 ذيل آيات مورد بحث صفحه 4880 . ( 2 ) « سيره حلبى » جلد 3 صفحه 391 .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 426 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي