ما فكر مىكنيم اين سؤال متناسب با محيطهاى صد در صد مادى همچون محيط اجتماعى غربىها است كه حتى فرزندان خود را كمى كه بزرگ شوند از خانه بيرون مىكنند ! و عذر پدر و مادر را به هنگام پيرى و از كار افتادگى مىخواهند ! و هرگز حاضر نيستند در برابر آنها حقشناسى و محبت كنند ، چرا كه تمام مسائل در آنجا بر محور روابط مادى و اقتصادى دور مىزند ، و از عواطف انسانى خبرى نيست ! .
ولى اين مساله با توجه به فرهنگ اسلامى و عواطف ريشه دار انسانى ، مخصوصا در زمينه نزديكان و بستگان و دوستان خاص ، كه حاكم بر اين فرهنگ است به هيچوجه جاى تعجب نيست .
در حقيقت اسلام پيوندهاى نزديك خويشاوندى و دوستى را ما فوق اين مسائل دانسته است ، و اين در حقيقت حاكى از نهايت صفا و صميميتى است كه در جامعه اسلامى بايد حاكم باشد ، و تنگنظرىها و انحصارطلبىها و خودخواهىها از آن دور گردد .
بدون شك احكام غصب در غير اين محدوده حاكم است ، ولى اسلام در اين محدوده خاص مسائل عاطفى و پيوندهاى انسانى را مقدم شمرده ، و در واقع الگويى است براى ساير روابط خويشاوندان و دوستان .
3 - منظور از « صديق » كيست ؟
بدون شك صداقت و دوستى معنى وسيعى دارد و منظور از آن در اينجا مسلما دوستان خاص و نزديكند كه رفت و آمد با يكديگر دارند ، و ارتباط ميان آنها ايجاب مىكند كه به منزل يكديگر بروند و از غذاى هم بخورند ، البته همانگونه كه در اصل مساله ياد آور شديم در اين گونه موارد احراز رضايت شرط نيست همان اندازه كه يقين به نارضايى نداشته باشد كافى است .