حتى اگر اين نسب به شخص پيامبر اسلام ص برسد ، باز مشمول همين حكم است ، و به همين دليل در تاريخ زندگى پيامبر ص و امامان بزرگوار مىخوانيم كه بعضى از نزديكترين افراد بنى هاشم را به خاطر عدم ايمان يا انحراف از خط اصيل اسلام رسما طرد كردند و از آنها تنفر و بيزارى جستند .
گر چه در حديثى از پيامبر ص نقل شده كه فرمود :
كل حسب و نسب منقطع يوم القيامة الا حسبى و نسبى :
« پيوند هر حسب ( 1 ) و نسبى روز قيامت بريده مىشود جز حسب و نسب من » ( 2 ) .
ولى به گفته مرحوم علامه طباطبائى ( رضوان اللَّه عليه ) در الميزان به نظر مىرسد اين همان حديثى است كه جمعى از محدثان اهل تسنن در كتابهاى خود گاهى از عبد اللَّه بن عمر و گاهى از خود عمر بن الخطاب و گاهى از بعضى ديگر از صحابه از پيامبر ص نقل كردهاند .
در حالى كه ظاهر آيه مورد بحث عموميت دارد و سخن از قطع همه نسبها در قيامت مىدهد و اصولى كه از قرآن استفاده شده و از طرز رفتار پيامبر با منحرفان بى ايمان بر مىآيد اين است كه تفاوتى ميان انسانها از اين نظر نيست .
لذا در حديثى كه صاحب كتاب مناقب ابن شهرآشوب از طاووس ( يمانى ) از امام زين العابدين ع نقل كرده مىخوانيم :
خلق اللَّه الجنة لمن اطاع و احسن و لو كان عبدا حبشيا ، و خلق النار لمن عصاه و لو كان ولدا قرشيا :
« خداوند بهشت را براى كسى آفريده كه اطاعت فرمان او كند و نيكو كار باشد هر چند برده اى از حبشه باشد ، و دوزخ را براى كسى آفريده است كه نافرمانى
هامش
( 1 ) حسب از نظر لغت به معنى افتخاراتى است كه نياكان و پدر و اجداد انسان داشتهاند و گاه به معنى خلق و خوى خود انسان نيز مىآيد ولى در اينجا منظور همان معنى اول است ( به لسان العرب ماده حسب مراجعه شود ) .
( 2 ) مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث .