اين تصور را نيز به مغز خود راه مدهيد كه اگر تاخيرى در مجازات شما شود به خاطر اين است كه خدا از اعمال و سخنان شما آگاه نيست ، نه ، او همه را مىداند « او هم سخنان آشكارتان را و هم آنچه را كتمان مىكنيد مىداند » ( * ( إِنَّه يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ وَيَعْلَمُ ما تَكْتُمُونَ ) * ) .
اصولا پنهان و آشكار براى شما كه علمتان محدود است مفهوم دارد ، اما براى آن كس كه علمش بىپايان است غيب و شهود يكى است و سر و علن در آنجا يكسان مىباشد .
و نيز اگر مىبينيد مجازات الهى فورا دامن شما را نمىگيرد بواسطه آن نيست كه او از كار شما آگاه نباشد « من چه مىدانم شايد اين آزمونى براى شما باشد » ( * ( وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ ) * ) .
« و مىخواهد شما را تا مدتى از لذائذ اين جهان بهره مند سازد » سپس با شدت هر چه تمامتر شما را بگيرد و مجازات كند ( * ( وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * ) .
در واقع براى تاخير مجازات الهى در اينجا دو فلسفه بيان شده است : نخست مساله امتحان و آزمايش است ، خدا هرگز در عذاب عجله نمىكند ، تا خلق را آزمايش كافى كند و اتمام حجت نمايد .
دوم اينكه افرادى هستند كه آزمايش آنها تمام شده و كلمه مجازاتشان قطعى گرديده است ، اما براى اينكه سخت كيفر ببينند نعمت را بر آنها گسترده مىسازد تا كاملا غرق نعمت شوند ، و درست در همان حال كه سخت در لذائذ غوطه ورند تازيانه عذاب را بر آنها مىكوبد تا دردناكتر باشد ، و رنج محرومان و ستمديدگان را به خوبى احساس كنند .
آخرين آيه مورد بحث كه آخرين آيه سوره انبياء است همچون نخستين
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 530
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٣٠