آن عذاب الهى فرا مىرسد - آنها را ترك نگويد ، به همين دليل يونس به خاطر اين عجله ، به عنوان يك ترك اولى ، از ناحيه خداوند مورد مؤاخذه قرار گرفت .
اين همان چيزى است كه در داستان آدم نيز اشاره كردهايم كه گناه مطلق نيست بلكه گناه نسبى ، و يا به تعبير ديگر مصداق « حسنات الأبرار سيئات المقربين » است ( براى توضيح بيشتر به جلد ششم تفسير نمونه صفحه 122 به بعد مراجعه فرمائيد ) .
4 - درس سرنوشتساز
جمله پر معنى « * ( كَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ ) * » نشان مىدهد آنچه بر سر يونس آمد از گرفتارى و نجات يك حكم خصوصى نبود بلكه با حفظ سلسله مراتب ، جنبه عمومى و همگانى دارد .
بسيارى از حوادث غمانگيز و گرفتاريهاى سخت و مصيبتبار مولود گناهان ما است ، تازيانه هايى است براى بيدار شدن ارواح خفته ، و يا كوره اى است براى تصفيه فلز جان آدمى ، هر گاه انسان در اين موقع به همان سه نكته اى كه « يونس » توجه كرد توجه پيدا كند نجات و رهايى حتمى خواهد بود :
1 - توجه به حقيقت توحيد و اينكه هيچ معبود و هيچ تكيه گاهى جز « اللَّه » نيست .
2 - پاك شمردن و تنزيه خدا از هر عيب و نقص و ظلم و ستم ، و هر گونه گمان سوء در باره ذات پاك او .
3 - اعتراف به گناه و تقصير خويش .
شاهد اين سخن ، حديثى است كه در « در المنثور » از پيامبر اسلام ص نقل شده است كه فرمود : « يكى از نامهاى خدا كه هر كس او را با آن بخواند به اجابت مىرسد ، و هر گاه با آن چيزى را طلب كند به او مىدهد ، دعاى « يونس » است .