پذيرش توحيد گردد ، چنين اضافه مىكند : « اما اكثر آنها حق را نمىدانند لذا از آن روىگردانند » ( * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ فَهُمْ مُعْرِضُونَ ) * ) .
هميشه مخالفت كردن اكثريت نادان در بسيارى از جامعهها دليلى بوده است ، براى اعراض ناآگاهان ، و قرآن در بسيارى از آيات ، چه آياتى كه در سورههاى « مكى » نازل شده يا سورههاى « مدنى » تكيه بر اين اكثريت را شديدا محكوم كرده است ، و براى آن هيچگونه ارزشى قائل نيست ، بلكه معيار را دليل و منطق مىشمرد .
و از آنجا كه ممكن است بعضى بيخبران بگويند ما پيامبران مانند عيسى ع داريم كه دعوت به خدايان متعدد كرده است ، قرآن در آخرين آيه مورد بحث با صراحت تمام مىگويد : « ما قبل از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى نموديم كه معبودى جز من نيست ، و تنها مرا پرستش كنيد » ( * ( وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْه أَنَّه لا إِله إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ ) * ) .
و به اين ترتيب ثابت مىشود كه نه عيسى و نه غير او هرگز دعوت به شرك نكردهاند ، و اين گونه نسبتها تهمت است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٧