مىشود اشاره به زمان حتمى پايان زندگى انسان است ( 1 ) .
به هر حال ستمكاران بىايمان و مجرمان جسور نبايد از تاخير عذاب الهى مغرور شوند ، و اين واقعيت را ناديده بگيرند كه اين لطف خدا ، اين سنت الهى ، اين قانون تكامل است كه ميدان را براى آنها گشوده .
سپس روى سخن را به پيامبر ص كرده ، مىگويد : « اكنون كه بنا نيست اين بدكاران فورا مجازات شوند تو در برابر آنچه آنها مىگويند صابر و شكيبا باش » ( * ( فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ ) * ) .
و براى تقويت روحيه پيامبر ص و تسلى خاطر او دستور راز و نياز با خدا و نماز و تسبيح را مىدهد و مىگويد : « قبل از طلوع آفتاب و پيش از غروب آن ، همچنين در اثناء شب و اطراف روز تسبيح و حمد پروردگارت را بجا آور تا راضى و خشنود شوى » و قلب تو در برابر سخنان دردآور آنها ناراحت نشود ( * ( وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَقَبْلَ غُرُوبِها وَمِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى ) * ) .
بدون شك اين حمد و تسبيح مبارزه اى است با شرك و بتپرستى در عين صبر و شكيبايى در برابر بدگوئيها و سخنان ناهنجار مشركان .
ولى در اينكه منظور حمد و تسبيح مطلق است و يا اشاره به خصوص نمازهاى پنجگانه روزانه ، در ميان مفسران گفتگو است ، جمعى معتقدند كه بايد ظاهر عبارت را به همان معنى وسيعش رها كرد و از آن تسبيح و حمد مطلق استفاده نمود ، در حالى كه گروهى ديگر آن را اشاره به نمازهاى پنجگانه مىدانند ، به اين
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر به بحث مشروحى كه در جلد پنجم ذيل آيه 1 و 2 سوره انعام ( صفحه 148 ) آوردهايم مراجعه فرمائيد ، ضمنا از نظر تركيب نحوى ، « * ( أَجَلٌ مُسَمًّى ) * » عطف بر « كلمة » مىباشد ،