تو را بياوريم ، « يقينا بدان به همين زودى سحرى همانند آن براى تو خواهيم آورد » ( * ( فَلَنَأْتِيَنَّكَ بِسِحْرٍ مِثْلِه ) * ) .
و براى اينكه قاطعيت بيشترى نشان دهد گفت : « هم اكنون تاريخش را معين كن ، بايد ميان ما و تو وعده اى باشد كه نه ما از آن تخلف كنيم و نه تو از آن ، آن هم در مكانى كه نسبت به همگان يكسان باشد ( * ( فَاجْعَلْ بَيْنَنا وَبَيْنَكَ مَوْعِداً لا نُخْلِفُه نَحْنُ وَلا أَنْتَ مَكاناً سُوىً ) * ) .
در تفسير « * ( مَكاناً سُوىً ) * » بعضى گفتهاند : منظور آن بوده كه فاصله آن از ما و تو يكسان باشد ، و بعضى گفتهاند فاصله اش نسبت به مردم شهر يكسان باشد ، يعنى محلى درست در مركز شهر ، و بعضى گفتهاند منظور يك سرزمين مسطح است كه همگان بر آن اشراف داشته ، و عالى و دانى در آن يكسان باشد ، و مىتوان همه اين معانى را در آن جمع دانست .
توجه به اين نكته نيز لازم است كه زمامداران زورگو براى اينكه حريف خود را از ميدان بدر كنند ، و به اطرافيان خود كه گاهى تحت تاثير واقع شدهاند ( و در داستان موسى و معجزاتش حتما تحت تاثير واقع شده بودند ) قدرت و قوت و روحيه بدهند ، ظاهرا برخورد قاطع با اين گونه مسائل مىكنند و سر و صداى زياد به راه مىاندازند ! .
ولى موسى بىآنكه خونسردى خود را از دست بدهد و از جنجال فرعون هراسى به دل راه دهد با صراحت و قاطعيت « گفت : من هم آمادهام ، هم اكنون روز و ساعت آن را تعيين كنم ، ميعاد ما و شما روز زينت ( روز عيد ) است ، مشروط بر اينكه مردم همگى به هنگامى كه روز بالا مىآيد در محل جمع شوند » ( * ( قالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ) * ) . ( 1 )
هامش
( 1 ) « ضحى » در لغت به معنى گسترش آفتاب ، يا بالا آمدن خورشيد است ، « واو » در جمله « * ( وَأَنْ يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ) * » دليل بر معيت مىباشد .