آنها در اين سرزمين ، تنها براى استفاده از نيروى كار آنها در شكل بردگان نبود بلكه در عين حال مىخواستند ، آنها كه قومى نيرومند بودند قدرت پيدا نكنند مبادا تبديل به كانون خطرى شوند ، دستور كشتن پسران آنها نيز تنها به خاطر ترس از تولد موسى نبود ، بلكه براى جلوگيرى از قدرت و قوت آنها بود ، و اين كارى است كه همه قلدران انجام مىدهند ، بنا بر اين بيرون رفتن بنى اسرائيل طبق خواسته موسى - يعنى قدرت يافتن اين ملت ، و در اين صورت تاج و تخت فراعنه به خطر مىافتاد .
نكته ديگر اينكه در همين عبارت كوتاه ، فرعون ، موسى را متهم به سحر كرد ، همان اتهامى كه به همه پيامبران در برابر معجزات روشنشان زدند .
همانگونه كه در سوره « ذاريات » آيه 52 و 53 مىخوانيم كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ أَ تَواصَوْا بِه بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ : « هيچ پيامبرى ، قبل از اينها نيامد جز اينكه گفتند ساحر است يا ديوانه ؟ آيا اين ( تهمت و افترا ) را به يكديگر توصيه مىكردند ( كه همگى در آن همصدا بودند ) بلكه آنها قومى طغيانگرند » .
اين موضوع نيز قابل تذكر است كه دامن زدن به احساسات « ميهندوستى » در اين گونه مواقع كاملا حساب شده بوده است ، زيرا غالب مردم ، سرزمين و وطنشان را همانند جانشان دوست دارند ، لذا در پاره اى از آيات قرآن اين دو در رديف هم قرار گرفتهاند وَلَوْ أَنَّا كَتَبْنا عَلَيْهِمْ أَنِ اقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ أَوِ اخْرُجُوا مِنْ دِيارِكُمْ ما فَعَلُوه إِلَّا قَلِيلٌ مِنْهُمْ : « اگر ما بر آنها فرض كرده بوديم خود را به كشتن دهيد و يا از وطن و خانه خود بيرون رويد تنها عده كمى از آنها عمل مىكردند » ( 1 ) .
فرعون سپس اضافه كرد گمان نكن ما قادر نيستيم همانند اين سحرهاى
هامش
( 1 ) نساء - 66 .