به هر حال يك رهبر و پيشواى موفق و پيروز كسى است كه علاوه بر سعه فكر و قدرت روح ، داراى بيانى گويا و خالى از هر گونه ابهام و نارسايى باشد .
و از آنجا كه رساندن اين بار سنگين به مقصد ( بار رسالت پروردگار و رهبرى انسانها و مبارزه با طاغوتها و جباران ) نياز به يار و ياور دارد ، و به تنهايى ممكن نيست ، چهارمين تقاضاى موسى ع از پروردگار اين بود : « خداوندا ! وزير و ياورى از خاندانم براى من قرار ده » ( * ( وَاجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي ) * ) .
« وزير » از ماده « وزر » در اصل به معنى بار سنگين است ، و از آنجا كه وزيران بسيارى از بارهاى سنگين را در كشوردارى بر دوش دارند اين نام بر آنها گذارده شده است . و نيز كلمه وزير به معاون و ياور اطلاق مىشود .
اما اينكه موسى ع تقاضا مىكند كه اين وزير از خانواده او باشد دليلش روشن است ، چرا كه هم شناخت بيشترى نسبت به او خواهد داشت ، و هم دلسوزى فراوانتر ، چه خوبست كه انسان بتواند با كسى همكارى كند كه پيوندهاى روحانى و جسمانى آنان را به هم مربوط ساخته است .
سپس مخصوصا انگشت روى برادر خويش گذاشت و عرضه داشت « اين مسئوليت را به برادرم هارون بده » ( * ( هارُونَ أَخِي ) * ) .
هارون : طبق نقل بعضى از مفسران ، برادر بزرگتر موسى بود و سه سال با او فاصله سنى داشت ، قامتى بلند و رسا و زبانى گويا و درك عالى داشت سه سال قبل از وفات موسى ، دنيا را ترك گفت . ( 1 )
او از پيامبران مرسل بود چنان كه در آيه 45 سوره مؤمنون مىخوانيم :
ثُمَّ أَرْسَلْنا مُوسى وَأَخاه هارُونَ بِآياتِنا وَسُلْطانٍ مُبِينٍ ، و نيز داراى نور و روشنايى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيه .