او ترسى ندارند « منافاتى ندارد ، اين يك وحشت طبيعى زودگذر و موقتى در برابر يك حادثه كاملا بىسابقه و خارق عادت است .
سپس به دومين معجزه مهم موسى اشاره كرده به او دستور مىدهد : « دست خود را در گريبانت فرو بر ، تا سفيد و روشن بيرون آيد ، بىآنكه عيب و نقصى در آن باشد ، و اين معجزه ديگرى براى تو است » ( * ( وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى ) * ) . ( 1 )
گرچه در تفسير جمله « * ( وَاضْمُمْ يَدَكَ إِلى جَناحِكَ . . . ) * » مفسران عبارات گوناگونى دارند ، ولى با توجه به آيه 32 سوره قصص كه مىگويد : اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ و آيه 12 سوره نمل كه مىگويد : وَأَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ به خوبى استفاده مىشود كه موسى مامور بوده است دست خود را در گريبانش فرو برد و تا زير بغل يا پهلو ادامه دهد ( چرا كه جناح در اصل به معنى بال پرندگان است و در اينجا مىتواند كنايه از زير بغل بوده باشد ) .
« بيضاء » به معنى سفيد است ، و جمله « * ( مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ) * » اشاره به اين است كه سفيدى دست تو بر اثر بيمارى پيسى و مانند آن نخواهد بود ، به دليل اينكه درخشندگى خاصى دارد ، در يك لحظه ظاهر و در لحظه ديگرى از بين مىرود .
ولى از بعضى روايات استفاده مىشود كه دست موسى در آن حالت ، نورانيت فوق العاده اى پيدا كرد ، اگر چنين بوده است بايد قبول كرد كه جمله * ( مِنْ غَيْرِ سُوءٍ ) * مفهوم ديگرى جز آنچه در بالا گفتيم خواهد داشت يعنى نورانيتى دارد بدون عيب ، نه چشم را آزار مىرساند و نه لكه تاريكى در ميان آن ديده مىشود و نه غير آن .
هامش
( 1 ) « آية » منصوب است از جهت اينكه اسمى است كه در محل حال قرار گرفته حال براى ضميرى كه در « تخرج » مستتر است .