بسيار مشتاق تو بودم ، جبرئيل گفت ، من به تو مشتاقترم ! ولى من بنده اى مامورم هنگامى كه مامور شوم مىآيم و هنگامى كه دستور نداشته باشم خوددارى مىكنم . ( 1 )
تفسير : بندگانيم جان و دل بر كف
گرچه براى اين آيات شان نزول خاصى است كه در بالا ذكر شد ، ولى اين مانع از آن نخواهد بود كه پيوند و ارتباطى منطقى با آيات گذشته داشته باشد ، چرا كه تاكيدى است بر اينكه هر چه جبرئيل در آيات پيشين آورده همه بىكم و كاست از ناحيه خدا است ، و چيزى از خود او نيست ، نخستين آيه از زبان پيك وحى مىگويد :
« ما جز به فرمان پروردگار تو نازل نمىشويم » ( * ( وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ ) * ) .
همه چيز از او است و ما بندگانيم جان و دل بر كف « آنچه پيش روى ما و آنچه پشت سر ما ، و آنچه در ميان اين دو است همه از آن او است » ( * ( لَه ما بَيْنَ أَيْدِينا وَما خَلْفَنا وَما بَيْنَ ذلِكَ ) * ) .
خلاصه آينده و گذشته و حال و اينجا و آنجا و همه جا و دنيا و آخرت و برزخ همه متعلق به ذات پاك پروردگار است .
و اين را نيز بدان كه « پروردگارت فراموشكار نبوده و نيست » ( * ( وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا ) * ) .
بعضى از مفسران براى جمله « * ( لَه ما بَيْنَ أَيْدِينا وَما خَلْفَنا وَما بَيْنَ ذلِكَ ) * » تفسيرهاى متعددى كه احيانا بالغ بر يازده تفسير مىشود ذكر كردهاند ، ولى آنچه در
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى جلد 6 صفحه 4168 - و تفسير مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث ( با كمى تفاوت ) .