( ولى به آن ايمان دارند ) ( * ( جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَه بِالْغَيْبِ ) * ) .
« وعده خدا حتما تحقق يافتنى است » ( * ( إِنَّه كانَ وَعْدُه مَأْتِيًّا ) * ) .
قابل توجه اينكه : در آيات گذشته كه سخن از توبه و ايمان و عمل صالح بود و به دنبال آن وعده بهشت ، « جنت » به صورت مفرد آمده ، اما در اينجا به صورت جمع است ( جنات ) زيرا بهشت در حقيقت مركب از باغهاى متعدد و فوق العاده پر نعمتى است كه در اختيار مؤمنان صالح قرار دارد .
توصيف به « عدن » كه به معنى هميشگى و جاودانى است دليل بر اين است كه بهشت همچون باغها و نعمتهاى اين جهان نيست كه زائل شدنى باشد ، زيرا چيزى كه انسان را در رابطه با نعمتهاى بزرگ اين جهان نگران مىسازد اين است كه همه آنها سرانجام زوالپذيرند ، اما اين نگرانى در مورد نعمتهاى بهشتى وجود ندارد . ( 1 )
كلمه « عباده » به معنى بندگان مؤمن خداوند است نه همه بندگان و تعبير بالغيب كه بعد از آن گفته شده است يعنى از ديدههاى آنها پنهان است و به آن ايمان دارند ، در آيه ‹ 30 سوره فجر ) نيز مىخوانيم فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي : « در سلك بندگانم درآ و در بهشتم ورود نما » ! اين احتمال نيز در معنى « بالغيب » وجود دارد كه نعمتهاى بهشتى آن چنان است كه هيچ چشمى نديده و هيچ گوشى نشنيده و حتى به مغزهاى انسانها ، خطور نكرده است ، و به كلى از حس و درك ما غائب است ، جهانى است برتر ، وسيعتر و ما فوق اين جهان كه ما تنها شبحى از آن را از دور با چشم جان مىبينيم .
پس از آن به يكى ديگر از بزرگترين نعمتهاى بهشتى اشاره كرده مىگويد :
هامش
( 1 ) « عدن » در لغت به معنى اقامت است و در اينجا اين مفهوم را مىرساند كه ساكنان آن هميشه در آن « مقيم » خواهند بود .