. « و همانها كه گوش داشتند اما قدرت شنوايى نداشتند » ( * ( وَكانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً ) * ) .
در حقيقت آنها مهمترين وسيله حقجويى و درك واقعيات و آنچه عامل سعادت و شقاوت انسان مىشود از كار انداخته بودند ، يعنى چشمهاى بينا و گوشهاى شنوا را بر اثر انديشههاى غلط و تعصبها و كينه توزيها و صفات زشت ديگر در حجابى سخت و سنگين فرو برده بودند .
جالب اينكه در مورد چشم مىگويد : چشمهايشان در پوششى دور از ياد من قرار داشت ، اشاره به اينكه چون در پوشش و حجاب غفلت بودند آثار خدا را نديدند و چون نديدند حقيقت ، ره افسانه زدند ، و خدا را فراموش كردند .
آرى چهره حق آشكار است ، و همه چيز اين جهان با انسان سخن مىگويد تنها يك چشم بينا و يك گوش شنوا لازم است و بس .
به تعبير ديگر ياد خدا چيزى نيست كه با چشم ديده شود ، آنچه ديده مىشود آثار او است ، اما آثار او ، سبب ياد او است .
آيه بعد به يك نقطه انحراف فكرى آنها كه پايه اصلى انحرافات ديگرشان بوده است اشاره كرده مىگويد : « آيا كافران گمان كردند مىتوانند بندگان مرا بجاى من ولى و سرپرست خود انتخاب كنند » ( * ( أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ ) * ) .
آيا اين بندگانى كه معبود واقع شدند همچون مسيح و فرشتگان هر قدر مقامشان و الا باشد از خود چيزى دارند كه بتوانند از ديگران حمايت كنند ؟ يا به عكس ، خود آنها هم هر چه داشتند از ناحيه خدا بود ، حتى خودشان نيز نيازمند
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 556
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٥٦