بلكه نسبت به كرم و عطا حريص بود ، ستمزدگان را از عدل و داد برخوردار مىساخت و هر چه را متضمن خير بيشتر بود دوست مىداشت .
و نيز مورخ ديگر « ذىنوفن » مىنويسد : كورش پادشاه عاقل و مهربان بود و بزرگى ملوك با فضائل حكماء در او جمع بود ، همتى فائق ، وجودى غالب داشت ، شعارش خدمت انسانيت و خوى او بذل عدالت بود ، و تواضع و سماحت در وجود او جاى كبر و عجب را گرفته بود .
جالب اينكه اين مورخان كه كورش را اين چنين توصيف كردهاند از تاريخنويسان بيگانه بودند نه از قوم يا ابناء وطن او ، بلكه اهل يونان بودند و مىدانيم مردم يونان به نظر دوستى به كورش نگاه نمىكردند ، زيرا با فتح « ليديا » به دست كورش شكست بزرگى براى ملت يونان فراهم گشت .
طرفداران اين عقيده مىگويند اوصاف مذكور در قرآن مجيد در باره ذو القرنين با اوصاف كورش تطبيق مىكند .
از همه گذشته كورش سفرهايى به شرق غرب و شمال انجام داد كه در تاريخ زندگانيش به طور مشروح آمده است ، و با سفرهاى سه گانه اى كه در قرآن ذكر شده قابل انطباق مىباشد :
نخستين لشگر كشى كورش به كشور « ليديا » كه در قسمت شمال آسياى صغير قرار داشت صورت گرفت ، و اين كشور نسبت به مركز حكومت كورش جنبه غربى داشت .
هر گاه نقشه ساحل غربى آسياى صغير را جلو روى خود بگذاريم خواهيم ديد كه قسمت اعظم ساحل در خليجكهاى كوچك غرق مىشود ، مخصوصا در نزديكى « ازمير » كه خليج صورت چشمه اى به خود مىگيرد .
قرآن مىگويد ذو القرنين در سفر غربيش احساس كرد خورشيد در چشمه گلالودى فرو مىرود .
اين صحنه همان صحنه اى بود كه كورش به هنگام فرو رفتن قرص آفتاب
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 548
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٤٨