نخستين آيه مىگويد : « از تو در باره ذو القرنين سؤال مىكنند » ( * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ ) * ) .
« بگو به زودى گوشه اى از سرگذشت او را براى شما بازگو مىكنم » ( * ( قُلْ سَأَتْلُوا عَلَيْكُمْ مِنْه ذِكْراً ) * ) تعبير به « ساتلوا » با توجه به اينكه « سين » معمولا براى آينده نزديك است ، در حالى كه در اين مورد پيامبر ص بلا فاصله از ذو القرنين سخن مىگويد ممكن است براى رعايت ادب در سخن بوده باشد ، ادبى كه آميخته با ترك عجله و شتابزدگى است ، ادبى كه مفهومش دريافت سخن از خدا و سپس بيان براى مردم است .
و به هر حال آغاز اين آيه نشان مىدهد كه داستان ذو القرنين در ميان مردم قبلا مطرح بوده منتها اختلافات يا ابهاماتى آن را فراگرفته بود ، به همين دليل از پيامبر ص توضيحات لازم را در اين زمينه خواستند .
سپس اضافه مىكند « ما در روى زمين او را تمكين داديم » ( قدرت و ثبات و نيرو و حكومت بخشيديم ) ( * ( إِنَّا مَكَّنَّا لَه فِي الأَرْضِ ) * ) .
« و اسباب هر چيز را در اختيارش نهاديم » ( * ( وَآتَيْناه مِنْ كُلِّ شَيْءٍ سَبَباً ) * ) گر چه بعضى از مفسران خواستهاند مفهوم « سبب » را كه در اصل به معنى طنابى است كه بوسيله آن از درختان نخل بالا مىروند و سپس به هر گونه وسيله اطلاق شده - در مفهوم خاصى محدود كنند ، ولى پيدا است كه آيه كاملا مطلق است و مفهوم وسيعى دارد و نشان مىدهد كه خداوند اسباب وصول به هر چيزى را در اختيار ذو القرنين گذارده بود : عقل و درايت كافى ، مديريت صحيح ، قدرت و قوت ، لشگر و نيروى انسانى و امكانات مادى خلاصه آنچه از وسائل معنوى و مادى براى پيشرفت و رسيدن به هدفها لازم بود در اختيار او نهاديم .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 526
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٢٦