تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
است ، اما در آنجايى كه سبب تشويق بدكار به كارهاى خلاف نشود . اينجا بود كه آن مرد عالم ، آخرين سخن را به موسى گفت ، زيرا از مجموع حوادث گذشته يقين كرد كه موسى ، تاب تحمل در برابر اعمال او ندارد « فرمود : اينك وقت جدايى من و تو است ! اما به زودى سر آنچه را كه نتوانستى بر آن صبر كنى براى تو بازگو مىكنم « ( * ( قالَ هذا فِراقُ بَيْنِي وَبَيْنِكَ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأْوِيلِ ما لَمْ تَسْتَطِعْ عَلَيْه صَبْراً ) * ) . البته موسى هم هيچگونه اعتراضى بر اين سخن نكرد ، زيرا درست همان مطلبى بود كه خودش در ماجراى قبل پيشنهاد كرده بود ، يعنى بر خود موسى نيز اين واقعيت ثابت گشته بود كه آبشان در يك جوى نمىرود . ولى به هر حال خبر فراق همچون پتكى بود كه بر قلب موسى وارد شد ، فراق از استادى كه سينه اش مخزن اسرار بود ، و مصاحبتش مايه بركت ، سخنانش درس بود ، و رفتارش الهام بخش ، نور خدا در پيشانيش مىدرخشيد و كانون قلبش گنجينه علم الهى بود . آرى جدا شدن از چنين رهبرى سخت دردناك است ، اما واقعيت تلخى بود كه به هر حال موسى بايد آن را پذيرا شود . مفسر معروف ابو الفتوح رازى مىگويد در خبرى است كه از موسى پرسيدند از مشكلات دوران زندگيت از همه سختتر را بگو ، گفت : سختيهاى بسيارى ديدم ( اشاره به ناراحتيهاى دوران فرعون ، و گرفتاريهاى طاقتفرساى دوران حكومت بنى اسرائيل ) ولى هيچ يك همانند گفتار خضر كه خبر از فراق و جدايى داد بر قلب من اثر نكرد » ( 1 ) !
هامش
( 1 ) تفسير ابو الفتوح رازى ذيل آيه مورد بحث .