نيز بحث بيشترى خواهيم داشت .
3 - ايمان به معاد و نقش آن در تربيت انسانها -
براستى قرآن كتاب تربيتى عجيبى است ، هنگامى كه صحنه قيامت را براى انسانها ترسيم مىكند ، مىگويد ، روزى كه همه مردم در صفوف منظم به دادگاه عدل پروردگار عرضه مىشوند ، در حالى كه هماهنگى عقائد و اعمالشان معيار تقسيم آنها در صفوف مختلف است .
دستهاى آنها از همه چيز تهى ، تمام تعلقات دنيا را پشت سر افكندهاند ، در عين جمعيت ، تنها ، و در عين تنهايى جمعند ، نامههاى اعمال ، گسترده مىشود .
همه چيز به زبان مىآيد و اعمال كوچك و بزرگ آدميان را بازگو مىكند ، و از آن بالاتر خود اعمال و افكار جان مىگيرند ، تجسم مىيابند ، اطراف هر كسى را اعمال تجسم يافته اش احاطه مىكند ، آن چنان مردم به خود مشغولند كه مادر فرزند را ، و فرزند پدر و مادر را به كلى فراموش مىكنند .
سايه سنگين وحشت از اين دادگاه عدل الهى و كيفرهاى بزرگى كه در انتظار بدكاران است همه را فرا مىگيرد ، نفسها در سينهها حبس مىشود ، و چشمها از گردش بازمىماند .
راستى ايمان به چنين دادگاهى چقدر در تربيت انسان و كنترل شهوات او مؤثر است ؟ و چقدر آگاهى و بيدارى و توجه به مسئوليتها به انسان مىبخشد ؟
در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
اذا كان يوم القيامة دفع للانسان كتاب ثم قيل له اقرء - قلت فيعرف ما فيه - فقال انه يذكره فما من لحظة و لا كلمة و لا نقل قدم و لا شىء فعله الا ذكره ، كانه فعله تلك الساعة ، و لذلك قالوا * ( يا وَيْلَتَنا ما لِهذَا الْكِتابِ لا يُغادِرُ صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصاها ) * :
« هنگامى كه روز قيامت مىشود ، نامه اعمال آدمى را به دست او مىدهند ، سپس گفته مىشود بخوان - راوى اين خبر مىگويد از امام پرسيدم آيا آنچه را كه در اين نامه است مىشناسد و به خاطر مىآورد ؟ - امام فرمود :