غوغاى بت و بتپرستى در آن محيط بلند بود و خفقان ظلم و بيدادگرى شاه جبار ، نفسهاى مردان خدا را در سينهها حبس كرده بود كه نغمههاى توحيدى آنها در گلويشان گم شد .
ناچار براى نجات خويشتن و يافتن محيطى آماده تر تصميم به « هجرت » گرفتند ، و لذا در ميان خود به مشورت پرداختند كه به كجا بروند ، و به كدام سو حركت نمايند ؟ و با يكديگر چنين گفتند :
« هنگامى كه از اين قوم بتپرست و آنچه را جز خدا مىپرستند كناره گيرى كرديد ، و حساب خود را از آنها جدا نموديد ، به غار پناهنده شويد » ( * ( وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّه فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ ) * ) .
« تا پروردگار شما رحمتش را بر شما بگستراند و راهى به سوى آرامش و آسايش و نجات از اين مشكل به رويتان بگشايد » ( * ( يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِه ) * و يهيئ * ( لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً ) * ) .
« يهيئ » از ماده « تهيه » به معنى آماده ساختن است .
و « مرفق » به معنى چيزى است كه وسيله لطف و راحتى و رفق باشد ، بنا بر اين مجموع جمله « * ( يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرفَقاً ) * » يعنى خداوند ، وسيله لطف و راحتى شما را فراهم مىسازد .
بعيد نيست « نشر رحمت » كه در جمله اول آمده است اشاره به الطاف معنوى خداوند باشد ، در حالى كه جمله دوم به جنبههاى جسمانى و نجات و آرامش مادى اشاره مىكند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 363
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٦٣