ديگران را نيز دربرميگيرد ( 1 ) .
3 - در آيات فوق پس از ذكر مسئله انذار بطور وسيع و مطلق ، انذار نسبت به كسانى بيان شده كه مخصوصا براى خدا فرزندى قائل شدهاند ، اين نشان مىدهد كه اين انحراف اهميت خاصى دارد .
اين انحراف اعتقادى همان طورى كه در بالا گفتيم مخصوص مسيحيان نيست بلكه يهود و مشركان هم در آن شريك بودند ، و تقريبا يك اعتقاد عمومى در محيط نزول قرآن به شمار مىرفت ، و مىدانيم چنين عقده اى روح توحيد را به كلى از ميان مىبرد ، خدا را در سرحد موجودات مادى و جسمانى قرار مىدهد ، و داراى عواطف و احساسات بشرى ، و براى او شبيه و شريك قائل مىشود ، و او را نيازمند مىشمرد ، و به همين دليل مخصوصا روى اين مطلب انگشت گذارده شده است .
در سوره يونس آيه 68 مىخوانيم « قالُوا اتَّخَذَ اللَّه وَلَداً سُبْحانَه هُوَ الْغَنِيُّ » آنها گفتند خداوند براى خود فرزندى انتخاب كرده در حالى كه او غنى و بى - نياز است .
و در سوره مريم آيه 88 تا 91 مىخوانيم : « وَقالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً لَقَدْ جِئْتُمْ شَيْئاً إِدًّا ، تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْه وَتَنْشَقُّ الأَرْضُ وَتَخِرُّ الْجِبالُ هَدًّا أَنْ دَعَوْا لِلرَّحْمنِ وَلَداً » : آنها گفتند خداوند فرزندى انتخاب كرده است ، شما سخنى بسيار ناموزون و سخت و سنگين آوردهايد . نزديك است آسمانها از هم بشكافد و زمين پاره شود و كوهها فرو ريزند ، چرا كه براى خدا فرزندى قائل شدهاند .
اين تعبير فوق العاده شديد دليل بر آن است كه عواقب شوم اين اعتقاد ناموزون
هامش
( 1 ) « قيم » از نظر تركيب نحوى حال است و عامل در آن « انزل » مىباشد .