در آيات فوق آمده است هم تاكيدى است بر استقامت و اعتدال قرآن و خالى بودن از هر گونه ضد و نقيض ، و هم اشاره اى است به جاودانى بودن اين كتاب بزرگ آسمانى و هم الگو بودن براى حفظ اصالتها و اصلاح كژيها و پاسدارى از احكام خداوند و عدالت و فضيلت بشر .
اين صفت ( قيم ) در واقع اشتقاقى است از صفت قيوميت پروردگار كه به مقتضاى آن خداوند حافظ و نگاهبان همه موجودات و اشياء جهان است ، « ما به تو قائم چو تو قائم بذات » ! قرآن كه كلام خدا است نيز همين حال را دارد .
قابل توجه اينكه توصيف به « قيم » در آيات قرآن كرارا در مورد آئين اسلام آمده است و حتى به پيامبر ص دستور داده شده است كه « خود را هماهنگ با دين قيم و صاف و مستقيم سازد » ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ الْقَيِّمِ ) ( آيه 43 روم ) .
آنچه در بالا در تفسير « قيم » گفته شد معنى جامعى است كه تفسيرهاى مختلفى را كه مفسران گفتهاند همه را در برمىگيرد : چه اينكه بعضى آن را به معنى كتابى كه هرگز نسخ نمىشود تفسير كردهاند ، و بعضى به معنى حافظ كتب پيشين ، و بعضى به معنى برپادارنده امور دين ، و بعضى به معنى كتابى كه در آن اختلاف و تناقض نيست ، ولى همه اين معانى در آن مفهوم جامع كه گفتيم جمع است .
بعضى از مفسران جمله « * ( لَمْ يَجْعَلْ لَه عِوَجاً ) * » را به معنى فصاحت الفاظ قرآن دانستهاند ، در حالى كه « قيما » را به معنى بلاغت و استقامت محتواى آن گرفتهاند ( 1 ) ولى دليل روشنى بر اين تفاوت در دست نيست ، و بيشتر به نظر ميرسد كه اين دو ، تاكيد يكديگر باشد ، با اين تفاوت كه « قيم » مفهوم گسترده ترى دارد يعنى علاوه بر مفهوم استقامت ذاتى مفهوم پاسدارى و اصلاح و نگهدارى
هامش
( 1 ) « روح المعانى » جزء 15 ذيل آيه مورد بحث .