بحث ، اين گونه افراد را در هنگام سختيها ، « يؤس » ( نوميد ) معرفى كرده ، در حالى كه در آيات ديگر ( مانند آيه 65 سوره عنكبوت ) آنها را به عنوان « مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ » كه حاكى از نهايت توجه به خدا است در چنين حالى توصيف مىنمايد .
ولى اين دو حالت با هم تضادى ندارند بلكه يكى مقدمه ديگرى است ، اين گونه افراد به هنگام روبرو شدن با مشكلات از زندگى خويش به كلى مايوس مىشوند و همين حالت ياس سبب مىشود كه پردهها از فطرتشان كنار برود و به درگاه خدا روى آورند ، اما اين توجه اضطرارى نه براى آنها افتخارى است و نه دليلى است بر بيداريشان ، زيرا به محض اينكه مشكلات بر طرف گردد ، به همان حال سابق كه طبيعت ثانوى آنها شده رو مىآورند .
ولى اولياى حق و بندگان راستين خدا نه تنها با ديدن چهره مشكلات مايوس نمىشوند ، بلكه اين حوادث بر ميزان استقامتشان مىافزايد ، و به خاطر اتكاء به خدا و اعتماد به نفس ، حالت تهاجم بيشتر نسبت به مشكلات به خود مىگيرند چرا كه ياس را در وجودشان راهى نيست آنها فقط خدا را در مشكلات نشناختهاند ، در همه حال با ياد او زندهاند ، و به ذات پاكش تكيه دارند ، و نور رحمتش هميشه در قلب آنها پرتوافكن است .
2 - « شاكلة » چيست ؟ !
« شاكلة » در اصل از ماده « شكل » به معنى مهار كردن حيوان است ، و « شكال » به خود مهار مىگويند ، و از آنجا كه روحيات و سجايا و عادات هر انسانى او را مقيد به رويه اى مىكند به آن « شاكله » مىگويند و كلمه « اشكال » به سؤالها و نيازها و كليه مسائلى گفته مىشود كه به نوعى انسان را