به سراغشان مىآيد و هيچ قدرتى قادر بر دفع آن نيست .
در تفسير آيه فوق و اينكه جمله « * ( ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا ) * » بيان حال چه گروهى را مىكند در ميان مفسران گفتگو است .
آنچه در بالا گفتيم تفسيرى است كه بسيارى از بزرگان علماى تفسير آن را برگزيدهاند و خلاصه اش اين است كه كار پيامبران به جايى مىرسيد كه گمان مىكردند همه مردم بدون استثناء آنها را تكذيب خواهند كرد ، و حتى گروهى از مؤمنان كه اظهار ايمان مىكنند آنها نيز در عقيده خود ثابت قدم نيستند ! .
اين احتمال نيز در تفسير آيه داده شده است كه فاعل « ظنوا » ، مؤمنان است يعنى مشكلات و بحرانها به حدى بود كه ايمان آورندگان ، چنين مىپنداشتند نكند وعده نصرت و پيروزى كه پيامبران دادهاند خلاف باشد ؟ ! و اين سوء ظن و تزلزل ناشى از آن براى افرادى كه تازه ايمان آوردهاند چندان بعيد نيست .
بعضى نيز تفسير سومى براى آيه ذكر كردهاند كه خلاصه اش اين است :
« پيامبران بدون شك ، بشر بودند هنگامى كه در طوفانىترين حالات قرار مىگرفتند ، همان حالتى كه كارد به استخوانشان مىرسيد و تمام درها ظاهرا به روى آنها بسته مىشد و هيچ راه گشايشى به نظر نمىرسيد ، و ضربات طوفانهاى حوادث پيوسته آنها را درهم مىكوبيد و فرياد مؤمنانى كه كاسه صبرشان لبريز شده بود مرتبا در گوش آنها نواخته مىشد ، آرى در اين حالت در يك لحظه ناپايدار به مقتضاى طبع بشرى اين فكر ، بىاختيار به مغز آنها مىافتاد كه نكند وعده پيروزى خلاف از آب درآيد ! و يا اينكه ممكن است وعده پيروزى مشروط به شرائطى باشد كه حاصل نشده باشد ، اما به زودى بر اين فكر پيروز مىشدند و آن را از صفحه خاطر دور مىكردند و برق اميد در دل آنها مىدرخشيد و به دنبال آن ، طلائع پيروزى آشكار مىشد » .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 99
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٩٩