نيست ، بلكه آميخته با شرك است « ( * ( وَما يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّه إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ ) * ) .
ممكن است خودشان چنين تصور كنند كه مؤمنان خالصى هستند ، ولى رگههاى شرك در افكار و گفتار و كردارشان غالبا وجود دارد .
ايمان تنها اين نيست كه انسان اعتقاد به وجود خدا داشته باشد بلكه يك موحد خالص كسى است كه غير از خدا ، معبودى به هيچ صورت در دل و جان او نباشد ، گفتارش براى خدا ، اعمالش براى خدا ، و هر كارش براى او انجام پذيرد ، قانونى جز قانون خدا را به رسميت نشناسد ، و طوق بندگى غير او را بر گردن ننهد و فرمانهاى الهى را خواه مطابق تمايلاتش باشد يا نه ، از جان و دل بپذيرد ، و بر سر دو راهيهاى « خدا » و « هوى » ، همواره خدا را مقدم بشمرد ، اين است ايمان خالص ، از هر گونه شرك : شرك در عقيده ، شرك در سخن و شرك در عمل .
و راستى اگر بخواهيم حساب دقيقى در اين زمينه بكنيم ، موحدان راستين و خالص و واقعى ، بسيار كمند ! به همين دليل در روايات اسلامى مىخوانيم كه امام صادق ع فرمود :
الشرك اخفى من دبيب النمل
: « شرك در اعمال انسان مخفىتر است از حركت مورچه » ( 1 ) .
و يا مىخوانيم :
ان اخوف ما اخاف عليكم الشرك الاصغر قالوا و ما الشرك الاصغر يا رسول اللَّه ؟ قال الريا ، يقول اللَّه تعالى يوم القيامة اذا جاء الناس باعمالهم اذهبوا الى الذين كنتم تراؤن فى الدنيا ، فانظروا هل تجدون عندهم من جزاء ؟ !
: « خطرناكترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم ، شرك اصغر است اصحاب گفتند شرك اصغر چيست اى رسول خدا ؟ فرمود :
رياكارى ، روز قيامت هنگامى كه مردم با اعمال خود در پيشگاه خدا حاضر مىشوند ، پروردگار با آنها كه در دنيا ريا كردند مىفرمايد : به سراغ كسانى كه به خاطر
هامش
( 1 ) سفينة البحار جلد اول صفحه 697 !