تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ : « روزى كه اسرار درون هر كس آشكار مىشود » . به هر حال توصيف خداوند در اين حال به « قهاريت » دليل بر تسلط او بر همه چيز و سيطره او بر درون و برون همگان مىباشد . در اينجا يك سؤال پيش مىآيد كه مگر چيزى در دنيا بر خدا مخفى است كه در آنجا آشكار مىگردد ؟ مگر خداوند از وجود مردگان در قبرها بى خبر است و يا اسرار درون انسانها را نمىداند ؟ پاسخ اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مىشود و آن اينكه در اين جهان ما ظاهر و باطنى داريم و گاهى بر اثر محدود بودن علم ما ، اين اشتباه پيدا مىشود كه خدا درون ما را نمىبيند ، ولى در جهان ديگر آن چنان همه چيز آفتابى و آشكار مىشود كه ظاهر و باطنى وجود نخواهد داشت ، همه چيز آشكار است و حتى اين احتمال در دل كسى پيدا نمىشود كه ممكن است چيزى از خدا مخفى مانده باشد . و به عبارت ديگر ، تعبير بروز و ظهور با مقايسه به تفكر ما است ، نه با مقايسه به علم خدا . در آيه بعد حال مجرمان را به نحو ديگرى ترسيم مىكند : « در آن روز مجرمان را مىبينى كه در غل و زنجير گرفتارند ، غلها و زنجيرهايى كه دستهاى آنها را به گردنشان و سپس آنها را به يكديگر پيوند مىدهد » ( * ( وَتَرَى الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ مُقَرَّنِينَ فِي الأَصْفادِ ) * ) . « اصفاد » جمع « صفد » ( بر وزن نمد ) و « صفاد » ( بر وزن معاد ) در اصل به معنى غل مىباشد و بعضى گفته‌اند خصوص آن غل و زنجيرى را گويند كه دست و گردن را به هم مىبندد . « مقرنين » از ماده قرن و اقتران و به همان معنى است ، منتها هنگامى كه