آنها كه از اين موقعيت پروردگار مىترسند .
به هر حال همانگونه كه گفتيم هيچ مانعى ندارد كه همه اينها در مفهوم آيه جمع باشد يعنى آنها كه خدا را بر خود ناظر مىبينند ، از حساب و اجراى عدالت او بيمناك و ترسانند ، ترسى سازنده كه آنها را به احساس مسئوليت در هر كار دعوت مىكند ، و از هر گونه بيدادگرى و ستم و آلودگى به گناه باز ميدارد ، پيروزى و حكومت روى زمين سرانجام از آن آنهاست .
2 - در تفسير جمله « * ( وَاسْتَفْتَحُوا ) * » در ميان مفسران گفتگو است ، بعضى آن را به معنى تقاضاى فتح و پيروزى دانستهاند ، همانگونه كه در بالا ذكر كرديم ، شاهد آن آيه 19 سوره انفال است إِنْ تَسْتَفْتِحُوا فَقَدْ جاءَكُمُ الْفَتْحُ : « اگر شما اى مؤمنان تقاضاى فتح و پيروزى مىكنيد ، اين فتح و پيروزى به سراغتان آمده است » .
و بعضى به معنى تقاضاى قضاوت و حكومت كردهاند يعنى پيامبران از خدا خواستند كه ميان آنها و كفار داورى كند ، شاهد آن آيه 89 سوره اعراف است :
رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ : « خداوندا ميان ما و قوم ما به حق داورى فرما و تو بهترين داورانى » 3 - در تواريخ و تفسير آمده است كه روزى وليد بن يزيد بن عبد الملك حاكم جبار اموى براى پيش بينى آينده اش به قرآن تفال زد ، اتفاقا آيه * ( وَاسْتَفْتَحُوا وَخابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ) * در آغاز صفحه در برابر او قرار گرفت ، او فوق العاده وحشت كرد و عصبانى شد آن چنان كه قرآنى را كه در دستش بود پاره كرد ! و سپس اين اشعار را سرود :
أ توعد كل جبار عنيد ؟
فها انا ذاك جبار عنيد !