كردهايم به معنى چيدن ميوه نارس و سپس هر كار ناخوش آيندى گفته شده است ، و همچنين به وادار كردن كسى به گناه نيز اطلاق مىشود ، و از آنجا كه انسان در ذات و فطرت خود پيوندى با معنويت و پاكى دارد ، انجام گناهان او را از اين پيوند الهى جدا مىسازد .
[ اين آيه مربوط به پيامبر اسلام است يا نوح ؟ ]
2 - بعضى احتمال دادهاند كه آيه اخير در باره پيامبر اسلام نيست ، بلكه مربوط به خود نوح است چرا كه اين آيات همه مربوط به او بوده و آيات آينده نيز از او سخن مىگويد ، بنا بر اين مناسبتر اين است كه اين آيه هم مربوط به نوح باشد ، و جمله معترضه خلاف ظاهر است .
ولى با توجه به اينكه اولا شبيه اين تعبير تقريبا با همين عبارت در سوره احقاف آيه 8 در مورد پيامبر اسلام ص آمده ، ثانيا آنچه در باره نوح ع در اين آيات آمده است همه به صورت صيغه غايب است ، در حالى كه آيه مورد بحث به صورت مخاطب مىباشد ( و مساله « التفات » يعنى انتقال از غيبت به خطاب نيز بر خلاف ظاهر مىباشد ) و اگر بخواهيم آيه را در باره نوح بدانيم جمله « يقولون » كه به صورت فعل مضارع است و همچنين « قل » كه به صورت فعل امر است همه احتياج به تقدير دارد ، ثالثا در حديثى كه از امام باقر ع و امام صادق ع در تفسير برهان ذيل همين آيه نقل شد آمده است كه آيه فوق در برابر كفار مكه نازل گرديده ، از مجموع اين دلائل چنين به نظر مىرسد كه آيه مربوط به پيامبر اسلام ص و تهمتهاى نارواى كفار و پاسخ پيامبر ص به آنهاست .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه معنى « جمله معترضه » اين نيست كه سخنى بىارتباط با اصل گفتار ذكر شود بلكه جملههاى معترضه غالبا محتوى مطالبى است كه مفاد كلام را تاكيد و تاييد مىكند و از آنجا كه پيوند سخن را موقتا قطع مىكند مخاطب را از يك نواختى رهايى مىبخشد و لطافت و روح و تازگى به گفتار مىدهد ، و مطمئنا جمله معترضه هيچگاه نمىتواند به تمام معنى بيگانه از سخن باشد