آگاه نمىكند مگر رسولانى كه مورد رضايت او هستند ) .
بنا بر اين هيچگونه تضادى ميان آيات مورد بحث كه نفى علم غيب از پيامبران مىكند و آيات يا رواياتى كه آگاهى بعضى از غيوب را به پيامبران يا امامان ع نسبت مىدهد وجود ندارد .
آگاهى از اسرار غيب بالذات مخصوص خدا است و ديگران هر چه دارند بالعرض و از طريق تعليم الهى مىباشد و به همين دليل محدود به حدودى است كه او اراده مىكند ( 1 ) .
2 - مقياس سنجش فضيلت
بار ديگر در اين آيات به واقعيت بر خورد مىكنيم كه صاحبان زر و زور و دنياپرستان مادى كه همه چيز را از دريچه افكار خود به همان رنگ مادى مىبينند تمام احترام و شخصيت را در داشتن ثروت و مقام و موقعيتهايى هموزن اين دو مىپندارند ، بنا بر اين تعجب نيست كه مؤمنان راستينى كه دستشان از مال و ثروت تهى بود در قاموس آنها به عنوان « اراذل » معرفى گردند و با چشم حقارت و پستى به آنها بنگرند .
اين منحصر به قوم نوح نبود كه مؤمنان مستضعف مخصوصا جوانان انقلابى را كه اطرافش را گرفته بودند تهى مغز و كوتاه فكر و بىسر و پا مىدانستند ، تاريخ نشان مىدهد كه اين منطق در برابر پيامبران ديگر مخصوصا در مورد پيامبر اسلام ص و مؤمنان نخستين وجود داشته است .
هم اكنون نظير اين منطق را در عصر و زمان خود مىبينيم كه مستكبران فرعون صفت ، با اتكاى به قدرت شيطانى خود مؤمنان راستين را متهم به تمام
هامش
( 1 ) براى توضيح بيشتر به جلد پنجم تفسير نمونه صفحه 245 و جلد 7 صفحه 46 مراجعه فرمائيد .