تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
مىكند كه قلبش آئينه حوادث آينده است ، او است كه مىتواند پرده از اين راز بردارد ، و تعبير اين خواب را باز گو كند . جمله « فارسلون » ( مرا به سراغ او بفرستيد ) ممكن است اشاره به اين باشد كه يوسف در زندان ممنوع الملاقات بود و او مىخواست از شاه و اطرافيان براى اين كار اجازه بگيرد . اين سخن وضع مجلس را دگرگون ساخت و همگى چشمها را به ساقى دوختند سرانجام به او اجازه داده شد كه هر چه زودتر دنبال اين ماموريت برود و نتيجه را فورا گزارش دهد . ساقى به زندان آمد به سراغ دوست قديمى خود يوسف آمد ، همان دوستى كه در حق او بىوفايى فراوان كرده بود اما شايد مىدانست بزرگوارى يوسف مانع از آن خواهد شد كه سر گله باز كند . رو به يوسف كرد و چنين گفت : يوسف تو اى مرد بسيار راستگو ، در باره اين خواب چه مىگويى كه كسى در خواب ديده است كه هفت گاو لاغر هفت گاو چاق را مىخورند ، و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشكيده « ( كه دومى بر اولى پيچيده و آن را نابود كرده است ) ( * ( يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا فِي سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ يابِساتٍ ) * ) . « شايد من به سوى اين مردم باز گردم ، باشد كه آنها از اسرار اين خواب آگاه شوند » ( * ( لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ ) * ) . كلمه « الناس » ممكن است اشاره به اين باشد كه خواب شاه به عنوان يك حادثه مهم روز ، به وسيله اطرافيان متملق و چاپلوس ، در بين مردم پخش شده بود ، و اين نگرانى را از دربار به ميان توده كشانده بودند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 425 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي