در حالى كه معمول اين حاشيه نشينان اين است كه براى هر حركت كوچك و بىمعنى شاه ، فلسفهها مىچينند و تفسيرهاى كشاف دارند ! .
ممكن است اين به آن جهت باشد كه آنها شاه را از ديدن اين خواب ، پريشان - حال و نگران يافتند ، و او حق داشت كه نگران باشد زيرا در خواب ديده بود گاوهاى لاغر كه موجودات ضعيفى بودند بر گاوهاى چاق و نيرومند چيره شدند و آنها را خوردند ، و همچنين خوشههاى خشك .
آيا اين دليل بر آن نبود كه افراد ضعيفى ممكن است ناگهانى حكومت را از دست او بگيرند ؟ .
لذا براى رفع كدورت خاطر شاه ، خواب او را خواب پريشان قلمداد كردند ، يعنى نگران نباش ، مطلب مهمى نيست ، اين قبيل خوابها دليل بر چيزى نمىتواند باشد ! .
اين احتمال را نيز بعضى از مفسران دادهاند كه : منظور آنها از « اضغاث احلام » اين نبود كه خواب تو تعبير ندارد ، بلكه منظور اين بود كه خواب پيچيده و مركب از قسمتهاى مختلف است ، ما تنها مىتوانيم خوابهاى يك دست و يك نواخت را تعبير كنيم ، نه اين گونه خوابها را ، بنا بر اين آنها انكار نكردند كه ممكن است استاد ماهرى پيدا شود و قادر بر تعبير اين خواب باشد ، خودشان اظهار عجز كردند .
« در اينجا ساقى شاه كه سالها قبل از زندان آزاد شده بود به ياد خاطره زندان و تعبير خواب يوسف افتاد رو به سوى سلطان و حاشيه نشينان كرد و چنين گفت :
من مىتوانم شما را از تعبير اين خواب خبر دهم ، مرا به سراغ استاد ماهر اين كار كه در گوشه زندان است بفرستيد تا خبر صحيح دست اول را براى شما بياورم « ( * ( وَقالَ الَّذِي نَجا مِنْهُما وَادَّكَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُكُمْ بِتَأْوِيلِه فَأَرْسِلُونِ ) * ) .
آرى در گوشه اين زندان ، مردى روشن ضمير و با ايمان و پاكدل زندگى
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٤