مىشوند خدا را با اخلاص مىخوانند » ( عنكبوت - 65 ) وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ : « به آنها فرمان داده نشد مگر اينكه خدا را با اخلاص پرستش كنند » ( بينه - 5 ) .
ولى مخلص ( بفتح لام ) به مرحله عالى كه پس از مدتى جهاد با نفس ، حاصل مىشود گفته شده است ، همان مرحله اى كه شيطان از نفوذ وسوسه اش در انسان مايوس مىشود ، در حقيقت بيمه الهى مىگردد ، قالَ فَبِعِزَّتِكَ لأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ : « شيطان گفت به عزتت سوگند كه همه آنها را گمراه مىكنم مگر بندگان مخلصت را » ( ص - 83 ) .
و يوسف به اين مرحله رسيده بود كه در آن حالت بحرانى ، همچون كوه استقامت كرد و بايد كوشيد تا به اين مرحله رسيد .
3 - متانت و عفت بيان .
از شگفتيهاى قرآن كه يكى از نشانههاى اعجاز ، اين است كه هيچگونه تعبير زننده و ركيك و ناموزون و مبتذل و دور از عفت بيان ، در آن وجود ندارد ، و ابدا متناسب طرز تعبيرات يك فرد عادى درس نخوانده و پرورش يافته در محيط جهل و نادانى نيست ، با اينكه سخنان هر كس متناسب و همرنگ افكار و محيط اوست .
در ميان تمام سرگذشتهايى كه قرآن نقل كرده يك داستان واقعى عشقى ، وجود دارد و آن داستان يوسف و همسر عزيز مصر است .
داستانى كه از عشق سوزان و آتشين يك زن زيباى هوس آلود ، با جوانى ماهرو و پاكدل سخن مىگويد .
گويندگان و نويسندگان هنگامى كه با اين گونه صحنهها روبرو مىشوند يا ناچارند براى ترسيم چهره قهرمانان و صحنههاى اصلى داستان جلو زبان يا قلم