سوى او باز مىگردد « ( * ( وَإِلَيْه يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّه ) * ) .
و اين مرحله توحيد افعالى است .
سپس نتيجه مىگيرد اكنون كه آگاهى نامحدود و قدرت بىپايان ، مخصوص ذات پاك او است و بازگشت هر چيز به سوى او مىباشد ، « بنا بر اين تنها او را پرستش كن » * ( ( فَاعْبُدْه ) ) * .
و فقط بر او توكل نما ( * ( وَتَوَكَّلْ عَلَيْه ) ) * .
و اين مرحله توحيد عبادت است .
و از آنچه نافرمانى و سركشى و طغيان و گناه است ، بپرهيز ، چرا كه « خداوند از آنچه انجام مىدهيد غافل نيست » ( * ( وَما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ) * ) .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - علم غيب مخصوص خدا است .
همانگونه كه در جلد هفتم ذيل آيه 188 اعراف و در جلد پنجم ذيل آيه 50 سوره انعام مشروحا بيان كرديم جاى ترديد نيست كه آگاهى بر اسرار نهان و اسرار گذشته و آينده مخصوص خداوند است ، آيات مختلف قرآن نيز بر اين حقيقت گواهى مىدهد ، او در اين صفت تنها است و هيچكس شبيه و مانند او نيست .
و اگر مىبينيم در پاره اى از آيات قرآن ، بخشى از علم غيب به پيامبران نسبت داده شده و يا در آيات و روايات فراوانى در باره پيامبر ص و على ع و ائمه معصومين ع مىخوانيم كه آنها گاهى از حوادث آينده و از اسرار نهان خبر مىدادند بايد دانست كه آن هم به تعليم الهى است .