* ( فِي هذِه الْحَقُّ ) * ) ( 1 ) .
سومين و چهارمين اثر چشمگير بيان اين سرگذشتها آن است كه « براى مؤمنان موعظه و اندرز ، تذكر و يادآورى است » ( * ( وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ) * ) جالب اينكه نويسنده « المنار » در ذيل اين آيه مىگويد : در اين آيه معجزه ايجاز و اختصار آن چنان است كه گويى تمام اعجاز سرگذشتهاى گذشته را در خود جمع كرده و با چند جمله كوتاه همه فوائد آنها را بيان نموده است .
و به هر حال اين آيه بار ديگر تاكيد مىكند كه تواريخ قرآن را نبايد سرسرى شمرد و يا به عنوان يك سرگرمى از آن براى شنوندگان استفاده كرد چرا كه مجموعه اى است از بهترين درسهاى زندگى در تمام زمينهها و راهگشايى است براى همه انسانهاى « امروز » و « فردا » .
سپس به پيامبر ص دستور مىدهد كه تو نيز در مقابل سرسختيها و لجاجتهاى دشمن همان بگو كه بعضى از پيامبران پيشين به اين افراد مىگفتند :
« به آنها كه ايمان نمىآورند بگو هر چه در قدرت داريد انجام دهيد و از هيچكارى فرو گذار نكنيد ما هم آنچه در توان داريم انجام خواهيم داد » ( * ( وَقُلْ لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنَّا عامِلُونَ ) * ) .
هامش
( 1 ) از آنچه در بالا گفته شد معلوم شد كه مرجع ضمير « هذه » همان « * ( أَنْباءِ الرُّسُلِ » ) * است ، و با توجه به نزديكى اين مرجع ضمير و ذكر آن در عبارت و تناسب آن با بحثهايى كه در اين آيه آمده بازگشت ضمير به چنين مرجعى كاملا روشن است ، اما احتمالات ديگرى از قبيل اينكه مشار اليه ، « دنيا » يا خصوص « آيات قبل » بوده باشد ، بعيد به نظر مىرسد ، و اينكه بسيارى از مفسران گفتهاند مشار اليه سوره است قابل تطبيق بر آنچه گفتيم مىباشد ، زيرا قسمت عمده سوره اى كه گذشت شرح سرگذشت پيامبران پيشين بود .