بنا بر اين تمام كسانى كه دست به ظلم و فساد در ميان بندگان خدا زدهاند و آنها را بنده و برده خود ساختهاند و از نيروهاى آنها به نفع خود بهره كشى كردهاند و خلاصه در مفهوم عام كلمه « * ( الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * » وارد هستند جزء مصاديق آيه مىباشند .
ولى مسلم است كسانى كه در زندگى خود ظلم كوچكى را مرتكب شدهاند و گاهى مصداق اين عنوان بودهاند داخل در مفهوم آن نيستند ، زيرا در اين صورت كمتر كسى از آن مستثنى خواهد بود و ركون و اتكاء به هيچكس مجاز نخواهد شد مگر اينكه معنى ركون را اتكاء و اعتماد در همان جنبه ظلم و ستم بدانيم كه در اين صورت حتى كسانى را كه يك بار دست به ظلم آلودهاند شامل مىشود .
[ 5 - گرفتارى بعضى از اهل تسنن در مورد دو دستور ، تسليم در برابر سلطان و تكيه نكردن بر ظالمان ]
5 - بعضى از مفسران اهل سنت در اينجا اشكالى مطرح كردهاند كه روى مبانى آنها پاسخ آن چندان آسان نيست و آن اينكه از يك سو در روايات آنها وارد شده كه بايد در برابر سلطان وقت - به عنوان « اولو الامر » - تسليم بود ، هر كس كه باشد ، مثلا : در حديثى از پيامبر ص نقل كردهاند كه بر شما لازم است اطاعت سلطان كنيد
و ان اخذ مالك و ضرب ظهرك
: « هر چند مال تو را بگيرد و تازيانه بر پشتت بزند » ! و روايات ديگرى كه روى اطاعت سلطان به معنى وسيع كلمه تاكيد مىكند .
و از سوى ديگر آيه فوق مىگويد : « به افراد ظالم و ستمگر تكيه و اعتماد نكنيد » :
آيا اين دو دستور قابل جمع است ؟ .
بعضى خواستهاند با يك استثناء ، اين تضاد را بر طرف سازند و آن اينكه اطاعت سلطان تا آنجا لازم است كه راه عصيان را نپويد و در طريق كفر گام ننهد .
ولى لحن روايات آنها در زمينه اطاعت سلطان چندان با چنين استثنايى