همسر لوط كه زن بىايمانى بود و به اين قوم گنهكار كمك مىكرد ، از ورود اين ميهمانان جوان و زيبا آگاه شد بر فراز بام رفت . نخست از طريق كف زدن ، و سپس با روشن كردن آتش و برخاستن دود ، گروهى از اين قوم منحرف را آگاه كرد كه طعمه چربى به دام افتاده ! ( 1 ) در اينجا قرآن مىگويد : « قوم با سرعت و حرص و ولع براى رسيدن به مقصد خود به سوى لوط آمدند » ( * ( وَجاءَه قَوْمُه يُهْرَعُونَ إِلَيْه ) * ) ( 2 ) .
همان قوم و گروهى كه صفحات زندگانيشان سياه و آلوده به ننگ بود « و قبلا اعمال زشت و بدى انجام مىدادند » ( * ( وَمِنْ قَبْلُ كانُوا يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ ) * ) .
لوط در اين هنگام حق داشت بر خود بلرزد و از شدت ناراحتى فرياد بكشد و به آنها « گفت من حتى حاضرم دختران خودم را به عقد شما در آورم ، اينها براى شما پاكيزه ترند » ( * ( قالَ يا قَوْمِ هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ) * ) .
بيائيد « و از خدا بترسيد ، آبروى مرا نبريد ، و با قصد سوء در مورد ميهمانانم مرا رسوا مسازيد » ( * ( فَاتَّقُوا اللَّه وَلا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي ) * ) .
اى واى « مگر در ميان شما يك انسان رشيد و عاقل و شايسته وجود ندارد » كه شما را از اين اعمال ننگين و بىشرمانه باز دارد ( * ( أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ) * ) .
ولى اين قوم تبهكار در برابر اينهمه بزرگوارى لوط پيامبر بيشرمانه پاسخ گفتند : « تو خود به خوبى مىدانى كه ما را در دختران تو حقى نيست » ( * ( قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ ) * ) .
« و تو مسلما مىدانى ما چه چيز مىخواهيم » ؟ ! ( * ( وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ ما نُرِيدُ ) * ) .
هامش
( 1 ) الميزان جلد 10 صفحه 362 .
( 2 ) « يهرعون » از ماده « اهراع » به معنى راندن شديد است گويى غريزه سركش جنسى اين قوم گمراه را به شدت به سوى ميهمانهاى لوط پيامبر مىراند ! .