كه دست اين سيلاب به دامنش هرگز نخواهد رسيد و مرا در دامان خود پناه خواهد داد « ( * ( قالَ سَآوِي إِلى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْماءِ ) * ) .
نوح باز مايوس نشد ، بار ديگر به اندرز و نصيحت پرداخت شايد فرزند كوتاه فكر از مركب غرور و خيره سرى فرود آيد و راه حق پيش گيرد ، به او « گفت :
فرزندم امروز هيچ قدرتى در برابر فرمان خدا پناه نخواهد داد « ( * ( قالَ لا عاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّه ) * ) .
تنها نجات از آن كسى است كه مشمول رحمت خدا باشد و بس « ( * ( إِلَّا مَنْ رَحِمَ ) * ) .
كوه كه سهل است ، كره زمين كه سهل است ، خورشيد و تمام منظومه شمسى با آن عظمت خيره كننده اش در برابر قدرت لا يزال او ذره بىمقدارى بيش نيست .
مگر بالاترين كوهها در برابر كره زمين همچون برآمدگيهاى بسيار كوچكى كه روى سطح يك نارنج قرار دارد نيست ؟ همان زمينى كه يك ميليون و دويست هزار مرتبه بايد بزرگ شود تا به اندازه كره خورشيد گردد ، همان خورشيدى كه يك ستاره متوسط معمولى آسمان از ميان ميليونها ميليون ستاره در پهنه عالم خلقت است .
پس چه خيال خامى و چه فكر كوتاهى كه از « كوه » كارى ساخته باشد ؟ ! در همين هنگام موجى برخاست و جلو آمد و جلوتر و فرزند نوح را همچون پر كاهى از جا كند و در لابلاى خود در هم كوبيد « و ميان پدر و فرزند جدايى افكند و او را در صف غرق شدگان قرار داد » ! ( * ( وَحالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ) * )
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠١