به بعضى از همراهان دستور داد كه فورا آنها را باز گردانند ، آنها كه حدود دوازده ، يا پانزده نفر بودند و قسمتى از صورت خود را پوشانيده بودند هنگامى كه وضع را براى اجراى نقشه خود نامساعد ديدند متوارى شدند ، ولى پيامبر ص آنها را شناخت و نامهايشان را يك بيك براى بعضى از يارانش برشمرد ( 1 ) .
ولى چنان كه خواهيم ديد آيه اشاره به دو برنامه از منافقان مىكند يكى گفتار نابجايى از آنها ، و ديگرى توطئه اى كه خنثى شد و به اين ترتيب به نظر مىرسد كه هر دو شان نزول تؤاما صحيح باشند .
تفسير : توطئه خطرناك
پيوند اين آيه با آيات گذشته كاملا روشن است ، زيرا همه سخن از منافقان مىگويند ، منتهى در اين آيه پرده از روى يكى ديگر از اعمال آنان برداشته شده و آن اينكه : هنگامى كه مىبينند اسرارشان فاش شده واقعيات را انكار مىكنند و حتى براى اثبات گفتار خود به قسمهاى دروغين متوسل مىشوند .
نخست مىگويد « منافقان سوگند ياد مىكنند كه چنان مطالبى را درباره پيامبر نگفتهاند » ( * ( يَحْلِفُونَ بِاللَّه ما قالُوا ) * ) در حالى كه « اينها به طور مسلم سخنان كفر آميزى گفتهاند » ( * ( وَلَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ ) * ) . و به اين جهت « پس از قبول و اظهار اسلام راه كفر را پيش گرفتهاند » ( * ( وَكَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ ) * ) .
البته آنان از آغاز مسلمان نبودند كه كافر شوند بلكه تنها اظهار اسلام مىكردند ، بنا بر اين همين اسلام ظاهرى و صورى را نيز با اظهار كفر در هم شكستند .
هامش
( 1 ) اقتباس از تفسير مجمع البيان و تفسير المنار و روح المعانى و تفاسير ديگر .