مىدهد بعضى از منافقان ، مطالب زننده اى در باره اسلام و پيامبر ص گفته بودند و پس از فاش شدن اسرارشان سوگند دروغ ياد كردند كه چيزى نگفتهاند و همچنين توطئه اى بر ضد پيامبر ص چيده بودند كه خنثى گرديد .
از جمله اينكه از منافقان بنام « جلاس » در ايام غزوه « تبوك » پس از شنيدن بعضى از خطبههاى پيامبر ص شديدا آن را انكار كرد و پيامبر ص را تكذيب نمود ، و پس از بازگشت به مدينه شخصى بنام « عامر بن قيس » كه اين جريان را شنيده بود ، خدمت پيامبر آمد و سخنان « جلاس » را بازگو كرد ولى هنگامى كه خود او نزد پيامبر ص آمد موضوع را انكار نمود ، پيامبر ص به هر دو دستور داد در مسجد در كنار منبر سوگند ياد كنند كه دروغ نمىگويند هر دو سوگند ياد كردند ، ولى « عامر » عرض كرد : خداوندا ! آيه اى بر پيامبرت نازل كن و آن كس كه راستگو است معرفى فرما ! پيامبر ص و مؤمنان آمين گفتند .
جبريل نازل شد و آيه فوق را به پيامبر ص ابلاغ كرد ، هنگامى كه به جمله « * ( فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ ) * » رسيد « جلاس » گفت : اى رسول خدا ، پروردگار به من پيشنهاد توبه كرده است و من از گناه خود پشيمانم و توبه مىكنم ، پيامبر اكرم ص توبه او را پذيرفت . و نيز همانگونه كه در سابق اشاره كرديم نقل كردهاند كه گروهى از منافقان تصميم داشتند بهنگام بازگشت از جنگ تبوك ، در يكى از گردنههاى ميان راه شتر پيامبر را رم دهند ، تا حضرت از بالاى كوه به دره پرت شود ، ولى پيامبر ص در پرتو وحى الهى از اين ماجرا آگاه شد ، و نقشه شوم آنها را نقش بر آب كرد ، مهار ناقه را به دست « عمار » سپرد و « حذيفه » هم از پشت سر ناقه را مىراند ، تا مركب كاملا در كنترل باشد ، حتى به مردم دستور داد از راه ديگر بروند تا منافقان نتوانند در لابلاى مردم پنهان شوند و نقشه خود را عملى كنند ، و هنگامى كه در آن تاريكى شب صداى آمدن عده اى را پشت سر خود در آن گردنه شنيد ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 43
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣